تبليغاتX
http://hadikazemiweb.blogfa.com

کد آهنگ در وب نوا

http://hadikazemiweb.blogfa.com خاطرات بکس virousi girl (نيلوفر-عسل-پري)

خاطرات بکس virousi girl (نيلوفر-عسل-پري)

صفحه نخست

آرشيو وبلاگ

پست الکترونيک

درباره وبلاگ

ما 3تا خوشگله دبیرستانی:
عشق پرسپولیس2آتیشی
16ساله .فقط با رپ حال می کنیم
اهل اصفهانیم(و روی سپاهان
هم هیچ گونه تعصبی نداریم
راحت باشيد !!)


پیوندها
ما سه تا باهميم اما تنهاييم(ویروسی گرلا)
آلبوم عشق.عسلی خودمون
پسرك تنها
دل تنها
وبلاگ نجوم
سقوط يك فرشته
ناگفته هاي عشق-شوق بروز-طنز-عكس هاي باحال
النا ديوووونه
يه دختر مهربووون
منو رهاكن از اين فكر تنهايي
راز دل پژمان
عاشقان راه تنهايي
بكس خرچنگ
ღ♥ღ.**.اكس پارتي.**.ღ♥ღ
پسر مامان و بابا
دختر دبيرستاني
ღღشراب خام ღღ
خط خطي هاي سارا
اگه مي خواي GPRS ايرانسلت رايگان بشه بيا تو
دختر خاطرات من
nirvana & nariman
شيما و شيدا
وبلاگ دارم پس هستم !
نوا بلاگ ( كد آهنگ اگه مي خواي برو تو )
فقط عكس و آموزش رايگان
ღ♥ღشيتونك ღ♥ღ حسين
رپ فارسي/پرشين رپ
.**. lonely girl .**.
حسام
ثبت دامنه ي رايگان
تنهاترین تنها
.**.پدر سايت هاي گرافيتي ايران .**.
منگل هاي چپيس
شبي كه فروخته شدم
شيطوني هاي يك دختر دبيرستاني
4alone haerts
بكس نمكدون (سعیده.شادی.بهاره...)
.**. Hazel eye .**.
امپراطور دل شكسته
t پسر شيطان t
گوگوش من و تو
قصه شهر سنگستان
ساسس 144
** ضد مدرسه + باحال **(سالار-كيوان-مكس)
انواع شكلكهاي جنگليه مستون
تنهاترين دختر دنيا (ديگه تنها نيست)
چشمان مقدس تو (چشم بادومي)
.:: کلیپ موبایل - اس ام اس - دانلود آهنگ - نرم افزار ::.
هلفاير آنش جهنمي
دل نوشته هاي يك مرد مرده!(البته پسر!!!!)
فقط متال بازا بيان توووووووو(داش علي!!)
هميشه در انتظراتم(غزل)
عشق كوچك(غزل)
بچه های ایران زمین(مسعودو اینا)
:: قالب بلگفا ::


امکانات
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنید! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن این وبلاگ به علاقه مندیها! لینک RSS

کد اهنگ برای وبلاگ


طراحی قالب وبلاگ

virou300000 girls

فتوای عسلی

سلام به شاس خودمون

این آپو می کنم واسه شلغمایی که این وبلاگو وا۳ کل کل و بچه بازیاشون انتخاب کردن

همه اینجا یه چیزیو می دونن می گم که شمام یعنی پدر سگایی که فش می دنم بدونن

من خودم دلم درد می کنه واسه کل کل

حالام که اومدین خوش اومدین

اصلا هم ما رو ناراحت نمی کنین

فقط باید بگم اینجا لاس وگاس نیست

فک نکنم توی کل کلم نیاز به فحش دادن باشه


این که داره گریه می کنه منم(عسل بدبخته ،عسل تنها،عسل پر غم)
اونم که داره خفم می کنه(یعنی داره آرومم می کنه نیلوو ویرونس)
 

نوشته شده توسط عسل-نیلوفر -پری در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 ساعت 12:42 | لینک ثابت |

یه بهانه ی دیگه واسه آپیدن

ماچ و بوس س س س س س س

فقط دخترا

.

.

.

روز momyaمبارک

خب اینم یه بهانه وا۳ آپیدن

خب اینکه کاملا مشخصه من عسلیم

به کوریه چشم حسودا امروز من شادم البته با تمام غمها

بی خیال غم و غصه

هر روز  عشق هست ولی هر روز که خوشحالی نی

 

خب امروزم که روز فرشته هاس

منم که پول ندارم

حالا کی گفته باید روزه مادر باید همه کادو بخرن تولدت مبارك

از مادرم مچکرم بخاطره اینکه

برام بسی کار کرده

دیگههه

تحملم کرده

مرا برای ورود به جامعه تربیت کرده

و

فرزندی سالم به جامعه تحویل داده

خوشگل ماه مامانی عسل شیرین نمکی پیشی ،مودب ،اصلا لات بی

 سرو پا نیست ،تعریف از خود نباشه

چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است

در کل روزه مادر مبارک.

 

خداییش نظر بدین ،بترکونید

خودتونو عشقه

 

asal is senjed virou30 

 

 

 

نوشته شده توسط عسل-نیلوفر -پری در سه شنبه چهارم تیر 1387 ساعت 14:23 | لینک ثابت |

رسوایی

 

سلام به شاس و ناس خودمون

من عسلیم

وای این ۲روزه رسوایی به بار اومده که دیگه نمیشه هیچ مدله حلش

کرد

جونم براتون بگه که الان از ترس فشایه مامانه که نه ولی از ترس

رسواییش چسبیدم به کامپیوترو از اتاقمم بیرون نمیام

خلاصه دیروز کارنامه هامونو دادنو منو نیلوو آسوپاس معدلا داغون انظباطا

 رو که قربونش برم

حالا اینا هیچ نیلوو امسال هر کاری کرد ۳ شد زیر ابروهاشو برداشت ۳

شد گوشی آورد ۳شد هر غلطی کرد ۳ شدGemini

منم که بدتر ،به دلیل دشمن های داخلی و خارجی همیشه سیت

 بودم.

و اما پری...

پری به دلیل خر شانسی هر غلطی کرد باید بو می کشیدن تا می

فهمیدن ،نه دشمنی نه ۳کاری همه چی براش حل بود.

دیروز مامانم وقتی رفته بود مدرسه کارنامه بگیره حسابی پنبه ی منو

نیلوو رو زده بودن نمی دونم بهش چی گفته بودن فش خوار و مادر داده

بودن چیکار کرده بودن فقط رب العالمین می دونه ، مامانه من عین

مادر فولاد زره بند کرده بود به ما منم دیروز هی یابو آب دادم براش

امروز صبحم یعنی خیر سرمون مامانم ازم تعهد گرفتو ازین قرتی بازیا که

 دیگه ازین غلطا نمی کنی مام تو خوابو بیداری یه چیزی نوشتیم دادیم رفت که بره مدرسه

آقا ییهو دیدم زنگید گفت عسل خدا به دادت برسه من بیام خونه... یه

مدلایی می خواست بگه سرت از تنت جداس ،لازم به ذکره که ما تو

خونمون گیوتین داریم شما ندارین.

توضیحات-(گیوتین آلت قتاله ای است که انسان را روی یک تخت قرار

می دهند و از بالا یک عدد تیغه ی بسی محکم ول میدن رو سرش و

 انسان در جا سقط می شه)

حالا اتفاقی که ما رو مامانه می خواست زیر گیوتین قرار بده این بود که

ما ۲ روز پیش به بهونه ی خونه ی خاله با نیلوو خانوم قرار گذاشتیم واز

 قضا یکی از سگ بسیجیای معلم  ما رو با تیپه جلفمون توی اتوبوس

دیده بود

هزار بار به این ننم گفتم بیا بریم من این درجه عینکم رفته بالا یکی دیگه

 بخریم نمیاد که مام ملتو نمی بینیم

البته من در هر صورت نمی زنم آخه چشمای گاویم نخوچی می شه

اینا ازونان که فقط گیر می دن  ببینن کی چیکار می کنه  تا برن لا کارش

 کنن

کسایی که فک می کنن خدا نمی بینه و فقط اونا می بینن

بگذریم مامانه من میخ شده بود تو اونجا چیکار می کردی منم گفتم از

همونی که اینا رو گفته برو بپرس

ولی خدا به دادم برسه

دعام کنید.

حالا منو نیلوو که فعلا می خوایم دهنه  دو دسته رو  سرویس کنیم

یکیشونم اولیای مدرسه هستن

به نظر شما چیکار کنیم؟؟؟Balloons

 

asal is is is viruo30s girl 

 

 

نوشته شده توسط عسل-نیلوفر -پری در دوشنبه سوم تیر 1387 ساعت 13:51 | لینک ثابت |


 

وسطیه منم (عسل)،از

سمت راست اولیه نیلوو جونمه و از سمت چپ پری خوشگله

اواوه اینو یکی بگیره. خودشو کشت

از بس عکس یادگاری ننداختیم عقده ای شدم.

این آپ بی دلیل و واسه هویجوریه.

الان حالم بده چون یه خبر بسی بد بهم رسیده داره جونم بالا میاد

اگر از احوال ما جویا شوید هم اکنون پری خانوم از روز ۵شنبه سفرشونو

 آغاز کردند به تهران،مشهد و شمال که هم اکنون ساکن هتل الماس در

 مشهد هستن شماره اتاقشونم یادم رفت بپرسم،وتا ۱۲ روزه دیگر ما از

 نظر مسافتی از هم دوریم.

من و نیلو هم که یا با هم میریم بیرون یا با تل می حرفیم.

همین.


توضیحات:نیلوو کامپیوترش دچار problme شده.

 

asal virou30 is sad

 

 

نوشته شده توسط عسل-نیلوفر -پری در جمعه سی و یکم خرداد 1387 ساعت 19:49 | لینک ثابت |

سلام به شاس جیگر خودمون

من عسلم

امروز یه خاطره ی خیلی بد و استرس فول دارم

امروز ما گند بسیار بزرگی از خودمان به عمل آوردیم

خدا بگم پری چیکارت کنه که بدون هماهنگی یه کاریو انجام میدی

صبح که اومدم با اون قیافه ی زاقارتم نه موهامو درست کرده بودم نه به قیافه ی مبارکو صفا داده بودم مقنعمم سرو ته عین این اول دبستانیا، میگه با مهدی قرار دارم.

بعد امتحانم ۲ساعت منتظر بودیم تا ستی خانوم(ستاره جونش)بیاد تا بریم

حالا نصفه وقتم همدیگه رو گم کرده بودیم کیفه پریم دسته نیلو بود ما عینه این گاگولا هی به خودمون می پیچیدیم

اومدیم دمه ایستگاه دیدیم به به مهدی جونه ری خانوم با همون کسی که نباید باشه اومده

حالا منم ینه این بلالا وسط خیابون می پریدم اینور اونور.

قرار بود بریم سی و سه پل که من با کار امروز پشیمون شدمو نرفتم.

من الان اشکامو گرفتم نیاد پایین بقیشو یا نیلو می گه یا پری...

 

asal is viRou30 ?giiiiiiRl??

 

نوشته شده توسط عسل-نیلوفر -پری در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 ساعت 14:1 | لینک ثابت |

با نام نامی پروردگار آغاز کنم گفتار و گویم سلام

اینجانب عسل تصمیم گرفتم امروز آپ کنم  واسه همینجوری

امروز من فعالیت شایان ذکری از خود نمایاندم و در امتحانه ادبیات بااین

 که نه شعر حفظ بودم و ۲تا فصل ها رو نخونده بودم ۱نمره غلط داشتم و ازین امتحان بسی بشاشم.

عرضم به خدمتتون که خاطرات امروز زیاد مورد پسند خاص و عام واقع

نشد.

ولی به علت درخواست ها ی زیادی که شده بود این خاطره رو می

نویسم:

حدودا چند روزی میشه که یه پسر کوچولو سیریشه ما شده البته طبق

گفت و گو هایی که انجام شد مشخصه که بندال من شده طبق معمول

همه رو برق می گیره مارو انشعاب...مادر زن ادیسون

هیچی دیگه ختمام جدیدا باز شده

حالا همه ی اینا به کنار پسره ی اسکل ،شاسکول،بز میخ به محدثه

 گفته به این دوستت بگو بیاد شمارشو بده

نیست جدیدا مد شده دخترا میرن خواستگاری فک کرده منم باید

 شماره بدم.

منم گفتم البته توی دلم گفتم ر...م.

هیچی دیگه مام دلمون براشون یعنی خودشو دوستاش سوخت یه

کارت برداشتیم یه شماره ی زیبا نوشتیم البته الکی و پایینشم با

اسمای خوش دیزایلین و لوکسمون از قبیل(بتول،کوکب،مهری)مزین

کردیم.

من:بتول،نیلو:کوکب،پری:اکرم خانومه که اون موقع پری نبود و

محدثه:مهری خانوم

خولاصه کارتو گذاشتم روی صندوق پستی اما چشمای کورش ندیدو

تمام زحمات یک ساله ی ما فنا شد.

حالا بیبینیم شنبه که اومد چه اتفاقاتی میافته.

الان کاملا مشخصه که واقعا ازین خاطرم خوشتون اومده.

 

ASAL is virou30 girl

 

 

 

 

نوشته شده توسط عسل-نیلوفر -پری در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 ساعت 16:43 | لینک ثابت |

جشن دلتنگی

 

 

امروز روزه جشن دلتنگیه ما ۳نفره ما با همیم اما انگار بی کس ترین و

تنها ترین آدمایی هستیم که توی این سن و سال دارن لذت تنهایی،شکست،غمو همه ی اینا رو می چشند.

امروز جشن دلتنگیه ما ۳نفره شربتو شیرینیه جشنه ما هم گریه و رگ زدنو بی تابیه.

تا باشه ازین جشنا نباشه.

3njed

 

نوشته شده توسط در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 ساعت 18:45 | لینک ثابت

× پایه خنده × (از نوع اعتلافی )

سلام سلام صدتا سلام هزارو سیصد تا سلام

هم اکنون ما ۳نفر باهم می نویسیم

الان ما در منزل عسلو اینا به سر می بریم طبق عادته همیشگی ما

همیشه خونه ی همدیگه تلپیم

امروز می خوایم پس از سالها یه خاطره ی کچولو رو براتون بآپیم

امروز ما سه تا بعد از امتحان زیست رفتیم مجتمع کوثر تا برای تولد

داداش نیلو کادو بخریم

بعد از کلی هوله رفتنو اینا یه ۳ته نقره براش خریدیم

موقع برگشتن توی خیابون آذر ۱موتور با ۲تا پسر فشن ۲نبال ما راه

افتادن حالا ما هم هی چشمو ابرو میومدیمو قیافه می گرفتیم آخه

 خداییش ازینایی نیستیم که تا یه پسر شماره بده بگیریم (مرگ زیدت عسل ==>> نیلو جون هستم )

 

خلاصه اینقدر نیگانیگا کردن کهههههههههههههه یه دفعه هر ۲تاشون با سر رفتن توی جوب

(جوی)حالا ما پایه خنده مون جور شده بود تا ژل فلزی تو درو دیوار بودیم

 از خنده

 

هیچی دیگه اومدیم خونه ی عسلو اینا الانم که داریم ۳تایی می

نویسیم.

منتظر خاطرات های بی مزه ی دیگره ما بایشد.

 


سامبولوبلیک

 

 

خوفین یا نه ؟؟؟

 

مارو نمیبینید دماغتون چاقه ؟؟؟

 

آقا جاتون خالییییییییییی سره قضیه ی این پسرا چه قدر خندیدیم وااااااااااااااااااااااای مامانم اینا

 

 

صحنه ای بود واسه خودش بس تاریخی

 

ای خدا کاش همیشه ( که هست ) از این سوژه ها گیر ما بیاد دل ملت شاد بشه

 

 دلی از عزا در آوردیم - به قول عسل ی تا دم خونه شون همش تو درو دیوار بودیم

 

 

آقا اصلاْ من از همه بیشتتتتتتتتتر !

بیرون که میریم سه تایی - ملت شاکی میشن از دستمون

 

هی تو دلشون به زمینو زمان میفوشن

 

میگن : دوباره این بکس آتیش پاره ویروسی ریختن بیرون - حالا همه جا از ویروس پر میشه - میوفتیم میمیریم

میگن خدا کنه این ویروسیها از رو زمین برداشته بشن ( معروف شدیم دیگهههههههه ...)

 

وایسا یکم از امتحانا براتون بحرفم : (ای جاااااااااان )به قول پری جووووون

اولی دین و زندگی :

من: خیر سرم از یه هفته پیش خر زدم حسابی - تا حالا تو عمرم انقدر دینی نخونده بودم - شدم شبیه احکام !

شانس خرمگسی داریم ما - خر بزنیم نزنیم آخرش افتادیم - نتیجه ===>> دین و زندگی کوللللللللاک کردم

زبان فارسی:

ای دم این طراحش آبگشوت با مخلففففففففففففففات

 

آی حال کردم با سوالا !

 

جلل الخالق !  بعد امتحان تو پیاده رو تو خیابون از هرکی میشنیدیم میگفت زبان فارسی ==>>

بود

نیدونم من خرهوش شده بودم - بقیه خنگ شده بودن !

یه رازی بود این وسط

بعدی فیزیک :

بدک نبود هییییییییییییییی

بعدی ریاضی

زیاد خر نزدم راستش یعنی اصلاً نزدم راستش

سوالا بسییییییییییییییییییییییار آسون بووووووووود - بسیار بسیار

ولی من ر....م

دیگه اینم از شانس ما در امتحانات

علوم زیستی هم که امروز داشتیم !

هیییییییییییییییییییی عالی دادم حتماً ۱۸ هم که نشم - ۱۷ رو شاخمه  ( مگه من شاخ دارم بی تربیت ؟)

وایسید تا پری هم یه ابراز وجودی بکنه بچه پوسید از بس حرف نزد


سلام عزیزم خوبید ؟

منم یه خاطره بگم از امروز که حسابی ضایع شدم - بکس کلی بهم خندیدن

از سر جلسه امتحان اومدیم بیرون نیلو جون قربونش برم(   ) عادت داره زیاد فوضولی میکنه تو گوشی من

 

شاید فرجی بشه یه سوه جدیدی پیدا کنه که من به اطلاع سرکارخانوم نرسونده باشم - یقه ام رو بگیره

منم از همه جا بی خبر نمیدونستم که كي اس ام اس داده کي نداده

یهو دیدم این نیلو  حسابی داره چپ چپ نگام میکنه و میگه پری ای خخخخخخخخخخاک بر سرررررررررررررررت

هنوز با ... آررررررررره !( الان خودش داره میخونه )

حالا هرچی از من انکار از اونا اصرار که هنوز باهاش رابطه داری - عزیزم"  bfe  قبلیم بود که باهاش بهم زدم

اولش که حدود یه یک ساعتی با نیلو در گیری داشتیم میگفت گوشیتو بده ببینم اون اس ام اسو کی داده من نذاشتم

 

آخر سر رفتم شمارشو از لیست مخاطبام پا کردم حواسم نبود که اسش هنوز تو inboxam هست

خلاصه جاتون خالي تا اين جاش كه خيلي ضاييييييييييع شدم

بعد نيلو گفت حالا معلوم ميشه كه كي راست ميگه

شروع كرد به نوشتن اس ام اس كه :

عزيزم دلم برات تنگ ...

تا بفرسته واسش ببينه چه جوابي مياد تا رسيد به تنگ من افتادم رو گوشي كه نفر سته بين كش مكش ما بود كه رفففففففففت

انقدر خنيديدم

يه 10 مين بعد يه اس ام اس اومد از طرف اون يارو كه :

خفه شو !

جاتون خالي چقدر من و البته نيلو خانوم ضايع شديم - هرچي گفتم من با اين كاري ندارم هي ميگه جوووووووووون بابات كه كاري نداري !


در نتيجه RAVANI اس ام اس كار من بود ( نيلو )

در ضمن ما عادت داريم به فقير فقرا كمك كنيم - همدردي تو خونمونه

 

باي تا وقتي كه يه خاطره درست حسابي گيرمون بياد VIROUSI GIRLS در مشكل بي خاطرگي افتاده اند! هم اكنون نيازمند ياري سبزتان هستيم

Gemini(عسل و پري - تيريپ رفاقت ) اينم من =>Balloons


 

asAl anD nIloO and pAri viRoU30 giRls

 

نوشته شده توسط عسل-نیلوفر -پری در شنبه یازدهم خرداد 1387 ساعت 14:15 | لینک ثابت |

اعتلاف ویرووسی ها

سلام سلام  بوسsssssssssssssssssssssssssssss

دلم براتون تنگیده بود من عسلم

بیاید جلوتر تا بهتر ببینمتون

آهان حالا شد خاطرات امروز زیاد پایه نبود ولی خیلی تاقال بود

از قدیم گفتن کاچی به از هیچی

این دفعه ما اعتلافی می نویسیم

اتفاقات صبح که مال نیلووو بود که خودش می گه

امروز ما امتحان زبان ترم داشتیم

حالا ما هم طبقه رواله همیشه نخونده بودیم حالا عینه بز = خر تو گل مونده

 بودیم چه غلطی بکنیم

زنگ مطالعات که با پروانه خانوم کلاس داشتیم از بس دعوا کردیم

 سره کلاس قهر کرد رفت موش بخورتش

زنگه تفریحم که اینقدر فصی یا همون فصاحت زرید که ما کف

کردیم اما اون بی خیال ور زدن نبود

آقا وقتی می حرفه از بس جیق جیق می کنه صداش تا ۲روز در

 حفره

 های جمجمه و سر می مونه

خولاصه زنگه شیمی هم که به قوله بهشتیان مدیرمون فبها یه

 مدلایی

 همون واویلایه خودمون

با مثتانه جون کلاس داشتیم آقا سینه کفتری اومد تو کلاس

خودشو

عینه بوقلمون باد کرد یه ابروهایی داره عینه گودزیلا تو هوا

 همه زبانا رو شیمی ها زیره پا در مواقعه لزوم عکس این  عمل

انجام

می گرفت آقا میزه کلاسه ما رو برده بودن اینم هی وسطه

 کلاس قدم رو می رفت منم یعنی می خواستم درس بخونم

چسبیده بودم به دیوار و تنها بودم

داشت می گفت که کتاباتونو جمع کنیدو ازین زرتو پرتا بعد گفت

 اگه قرار

 بود سرهمه ی کلاسا این هفته آخریه درسی رو که امتحان

دارید

 بخونید می گفتن مدرسه نیاید توی خونه بشینید امتحان بخونید

 بعد منم گفتم اصلا اصلش همینه آقا یه دفعه گفت حرف نباشه من چت کردم همه زدن زیره خنده خیلی پایه بود

بعد دوباره شروع کرد از اوله دفتر وا۳ درس پرسیدن گفت خانومه

پریسا... پری گفت خانوم من درس نخوندم گفت منفی

بعد گفت عسل... آقا این هر جلسه منو صدا می زنه بعد

من داشتم

می گفتم خانوم فیلممون کردید هر جلسه آقا وسطه حرفم گفت

 حرف

 نباشه ۲باره ستم شد

خلاصه از ابتدا تا انتها منفی -----------------------------------

بعد سر کلاسه زبان آقا ما عینکه یه بچه هارو گرفتیم که یعنی

برگه ی

 ستاره رو ذره بینی کنترل کنیم اینم عینه جغد زل زده بود تو

چشمای ما

من به حسابه خودم ۸تا کلمه رو ننوشتم دونه ای ۲۵ صدم ۲نمره

 کم

خیرشو ببینیم

خیر سرمون گفتیم واسه روخونی ریدینگا جبران می کنیم از ۲ شدم

۱.۲۵خولاصه داشت اشکم در میومد.

بعد گفتیمم بی خیال

رفتم نشستم کناره نیلوو نیلوو هم خاطراته از عنفوان کودکی تا

به امروزشو ردیف کرد بعد من یه لحظه گوش نکردم اومد بزنه به پایه من هی می زد به پایه مرضیه

حالا ما مونده بودیم خدایا چرا آیا  این چرا این مدلی می

 کنه بعد ۲ساعت تازه فهمید این پایه مرضیس نه من خلاصه ۲

باره تخته گاز شروع خاطرات ماام با اینکه نمی فهمیدیم هر دفعه از کی می گه تایید می کردیم.

پریم رفته بود با ستی(ستاره)  اینا آب بازی بقیه ی ماجرا باشاسمون  پری جون و نیلوووووو جون

asal isssssssss virousi...girl  


 

 اووووووووووووووه بترکی عسسسسلللللللل چقدر نوشتی

پس خبره مرگت هیچی هم از خاطراتم نفهمیدی و انقدر تائید کردییییییی ؟؟؟

 

به قول بروبکس عجججججججب

آقا ( خانوم ) قرار بود این یه آپ سه نفره باشه اما انگاری عسل خانوم ...

بیخی - حرفی نمونده که من بزن

عسل جون عالی بود - بزن قدش

niloo  virousi...girl  


سلام عزیزم

خوبید؟؟ من که خیلی خوبم

آخه امروز خیلی خوش گذشت - یه خاطره ی کوچولو هم من بگم

امروز آخره کار موقع رفتن یه پلاستیک پر آب کردیم با ستاره رفتیم پیش نیلو گفتیم بیا کارت داریم اما نیلوو جون نیس خیلی زرنگه  فهمید قضیه رو - تصمیم گرفتی عسلو اسش کنیم

آوردیمش به یه بهانه پیش خودمون داشتیم خرش میکردیم و یاهاش میحرفیدیم یهو پلاستیک آب رو خالی کردیم رو سرش

خلاصه سرتاپاش خیس شد

اینم ازشیطنت من

دوستون دارم بای

pari virousi...girl


راستي يه چيزي يادم رفت بگم : ( نيلوام )

يه پسر بهمون پيشتهاد همكاري داده و ميخواد عضو اين وب بشه - از اونجايي كه ما وا۳ بازديد كننده ها ارزش قائليم اول خواستيم نظر شمارو بدونيم -  شما موافقيد اون همكار ما بشه ؟؟؟

 

حتماً تو نظرات بگيد چون مهمه - مر۳۰

نوشته شده توسط عسل-نیلوفر -پری در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 17:45 | لینک ثابت |

درگیری با دبیر ادبیات !

سلاااااااااااااا م به همه ي  اوجگلااااااااااااااااااااااااااااااا

 

 دیلم خیلی تنگولیده بوت باسه همتون

 

چرا انقده كم ميسليد به ماااااااااا؟؟‌ از بس ما دعوا میکنیم

 

 

تعجب نمیکنید از این ۲ شخصیتی بودن من ؟؟؟

 

دیروز عصبانی و آمپر بالا زده - امروز خوشحااااااااااااااااااااااال و  خيليييييييييي خوفم

 

آخه پلي جووووووونم و عسل جووووووونم باهم آشتيدن يه جورايي باهم اگه اين عسل هي ننازه

 

خوب در چه حاليد ؟؟

 

اگه بچه هاي خوفي باشيد و قول بديد نظل بديد مي خوام واستون يه خاطره بگم از دعواي امروز با دبيله اخمخ ادبيات

 


 

ما يه دبير ادبيات داريم ازينا كه فوق العاده پاچه گيله به محض يه كلمه حرفيدن با بغلي از كوره دل ميله و داد و هوال لاه میندازه تا يه ساعت ميخواد ضرررررررررر بزنه كه چرا انقدر اعصاب منو مي خورديد آخهههههههههههه من حواسم به درسم باشه يا به شماهاااااااااااااااااااا  هااااااااااااااااااااااااان؟؟؟

 

املوز خيله سلم منو پري يه كوچولو موچولو ساكت بوديم كمتر ميحرفيديم

ولي خوب آخه يك ساعت و نيم هم كه نميشد مثله مجسمه بشينيم - هر  بار يه چند لحظه ميحرفيديم

 

بعدش

جونم براتون بگه كهههههههههههه

شانس هم نداريم تا يه كلمه ميحرفيديم چشمش ميفتاد به ما و انقدر فككككككككككككك ميزد كه شماها از اول زنگ تا حالا داريد ميحرفيد

خلاصه انقدر تذكر داد بهمون تا ديگه كاسه ي صبرش سرازيريد

يهو من يه لحظه - فقط يه لحظه برگشتم آخره كلاسو نيگا كنم تا از عسلو اينا كه عقب بودن پسته و اينا

بگيرم بخوريم با پريييييييييي

 

لعنتي خانومه ديد

 

چنان دادي زد سرم - انقده ترسيدم

يهو شروع كرد به دعوا كردن - گفت خانومه x اخه چراااااااااااااااا انقده ميحرفي ؟؟؟؟؟؟؟

 

اخهههههههههههههه اين حرفاي شما با پريسا كي تموووووووووووووووووم ميشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

از اول زنگ تا حالا من دارم تذكر ميدم بتووووووووووووووووون

حالا در اون حالت همه ي بچه ها - عسل و حتي پري خنده شون گرفته بود

 داشتن بصورت زيرزميني ميخنديدن

خانومه هم داشت با من ميحرفيد مثلاً منم سرمو انداخته بودم پايين حالش گرفته شه

 

آقا حالا منم خنده ام گرفتيده بود ( مگه من دل ندالللللللللللم خنده ام بگيله ؟؟؟‌)

نزديك بود بزنم زير خنده اما اين يارو چنان توپش پور بود كه من يه لحظه خيلي جدي شدم به يه نقطه ذل زدم و اخمامو كردم تو هم

آخه مگه شما شعور نداري ؟؟؟؟؟؟؟

 

آخههههههههههههههه چرااااااااااااااا

 

چقده حرف ميزنيد شماها كه آخر كلاسيد؟؟؟؟؟؟؟؟

 

وااااااااااي من ديگه به اينجام ( ميبينيد به كجا ) آيه همينجا يعني به آخلش رسيده بود

 

از يه طرف مي خواستم فوشو بكشم بهش از طرف ديگه من كارم به دفتر گيره فقط و فقط يه خطاي كوچيك ديگه مرز بين موندن واخراج شدن من از مدرسه ست

 

سكوت كردم و تو خودم ريختم جوابارو

پيش خودم گفتم دارم برااااااااااااات

ديدم احمق كثافت مرض  هرچي ما جوابشو نميديم دهنش ول تر ميشي ل*ا *ش* ي / معذلت ميخواما - من بچه خوفيم - فوش بد بلد نيستم اصاً      

گفت اين بي ادبي شما بر ميگرده به تربيت خونواده تون كه شمارو ادب نكرده ان

يهو پري به غيرتش برخورد

گفت خانوم كججججججججججججا؟؟

 

پياده شو با هم بريم خيلي داري تند ميري ؟؟

 

خانوم خيلي تند برگشت بهش و يه بار ديگه حرفاي قبليشو تكراريد - فراموشي داره در كل -

قبلش منم يه بار يه خودي نشون دادم و يه دفاعي كردم از خودم

 

و دوبارههههههههه سكووووووووووت - اينم هي سوء استفاده ميكرد صداشو برامون داد ميزد

 

من و پلي جوووونم تا آخر حرفاش ساكت مونديم و هيچ حرف ديگه اي نزديم و يه جورايي يابو آب داديم

من كه به همون دلايلي كه گفتم نميتونستم كاري بكنم - ولي پري گفت حالشو ميگيرم حالا ببين

 

درس اين معلم آشغال تموميد و پري گفت من رفتم پيشش - عسل گفت منم ميام

(حال كنيد اتحادو )

من اولش نرفتم - يه 2 مين بعد منم رفتم و پري داشت بدجوري با خانوم حرف ميزد

 

شما حققققققق نداري به خوونواده ي ما توهين كنيد

كي به شما يه همچين اجازه اي داده

ما اگرم حرف ميزنيم شما حق يه همچين برخوردي رو نداري

اولش بازم تند و عصباني برخورد كرددددددددد امااااااااا

 

هرچي ما بدتر وبيشتر از خودمون دفاع ميكردم عين موش ميشد كه گربه ميخواد بخولتش

خاك بر سر بي عرضه ش   فقط هارتو پورت الكي ميكنه

حالا كه ما رفتيم جلو خفه شد در كل

حالا پري داشت با اين بازم حرف ميزد و ميگفت حالا فك كردي خودت بچه هات مثه فرشته ميشنن سر كلاس و يه كلمه هم نميحرفن .

گفت من حاضرم دست رو قرآن بذارم منم با خودم گفتم بيشين بينيم بابا

خلاصه هي پري ميگفت شما حق يه همچين برخوردي نداشتيد - هي اون ميگفت چرا نداشتم؟

 

آقا منو پري عصبيديم

اين همين طوري داشت با حرف ميزد هنوز - يهو گفتيم برو بابا ول كرديم رفيتم طرف صندليا

خلاصه ضايع شد در حد ؟؟؟

چي بگم از تيم ملي هم بدترررررررررر

من كتابمو برداشتم برم بيرون ديدم پري نيست

 

بچه ها گفتن پري رفت پيش مدييييييييير

 

من ديگه اون لحظه نرفتم پيشش

و نميدونم چي به هم گفتن ولي ميدونم كه حق با ما بود خلاصه انقده حال داد

 وقتي پري حرفاش با مدير تموميد برگشتيم تو كلاس ديديم اون آشغال حالا در حالتي كه عين موش شده داره با عزيزم گفتنا و اينا هنوز با عسل ميحرفه

خلاصه با يه مكافاتي اينو از كلاس بيرونش كرديمو Cheerleaderخودمون كلي حال كرديم كه آخرش پوزشو به خاك مالونديم پري كه گفت من ديگه آخره ساله و سر كلاس اين نميام

منم شايد نرم - عسل هم گفته من نميرم ولي من بازم توي محاصره ام و نميشه ....

خوووووووووووووف سلتونو درديدم انگالي

ببخشيدا

خيلي دوستون داللللللللللللللم

 

پري و عسلو هم از همه بيشتر تر

 

دمتون جيليز ويليز

 

فعلاً باباي

 

niloo virousi girl

نوشته شده توسط عسل-نیلوفر -پری در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 18:4 | لینک ثابت |

ویروسی گرل ها چه موجوداتی هستند

سلام علیکم

 قدر این آپو بدونید خیلی  با ارزشه بعد می فهمید چرا؟

بدونه شما اصلا نمی شه زیست

یه آقای یه نمه محترم پرسیدن ویروس چیست که دیگر دخترش باشد؟

عرضم به خدمتتون که :ویروس ها موجودات بسیار کوچکی هستند که

ساختار سلولی ندارند (اما سابقه دارند)

به همین دلیل برای تولید مثل باید وارد سلول های زنده شوند و با

استفاده از موارد موجود در سلول میزبان تولید مثل کنند.

ویروس در بیرون از سلول هیچ گونه فعالیت زیستی ندارد ،اما وقتی وارد

 سلول میزبان خود می شود و شروع به تولید مثل می کند.

برگرفته از کتاب علوم زیستی اول دبیرستان چاپ ۸۶ صفحه ی ۹۷

عزیزم فهمیدی یا بفهمونم بهت

راستی نیلو جان نگران نباش ویروس ها هرگز نمی میرند.

 

من از امروز اعلام می کنم:

 

غمو غصه و گریه و زاری تعطیل

 

حالا این مدلی ملیح لبخند بزنید

 

 

is   asal  is

virou30 girlllllllllll

 

 

نوشته شده توسط عسل-نیلوفر -پری در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 16:13 | لینک ثابت |

و من دیوانه وار او را میپرستم و او کجاست که این را بفهمد؟؟؟

سلام ملامو بيخيال اصلاً حسش نيست

اعصاب ندارم بدجووووووووووووووووور - قاطي كردم نافرم

 

الآن هيچكس جرئت نداره بهم نزديك شه چون سرشو ميزنم از...

 

ديوونه شدم واي خدا

 

ديوونه ام كردي عسل

 

 

غلط كردي ميخواي بري

 

غلط كردي ناراحت ميشي

بيخود كردي آپتو پاك كردي

 

الاغ مگه  نگفتم آپتو نپاك جون نيلوووووو

 

انقدر جون من واسش بي ارزشه مي خواستي اينو بگم

 

باشه فهميدم

حالا ديگه اسمم نيار

 

 

يه روز اخرش ميميرم از دستتون راحت ميشم - دور نيست خيلي اون روز - منتظر باش

 


 

اونايي هم كه درخواست لينك داده بودن تو پست قبلي شرمنده عسل پاكيد همه رو ...

 

 

نوشته شده توسط عسل-نیلوفر -پری در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 23:8 | لینک ثابت |

برگشتم

بازگشت پري جون را به همگان تبريك ميگم

 

به دليل يه سري مشكلات به هم پيوسته كه روح ظريف و نازك پري جوون

 

را شكست باعث شد كه من يه مدت اپ نكنم ولي الان با اسرار شديد دوستان

 

ورفيقان اپيدم و باعث خوشحالي شما شدم .

 

خيلي دلم از روزگار پره . يه جورايي دارم ميميرم ولي به رويه خودم نميارم

 

يه جورايي دوست دارم گريه كنم ولي مي خندم اره مي خندم كه دشمنام بهم نخندند

 

اول از همه از دست اون عسل خانوم دلم پره  بعد يه عمر رفاقت به من ميگه

 

ازت متنفرم

 

به نظر شما اين درسته ؟

 

اره عزيزم خيلي بده ادم اين مدلي باشه ؟؟؟؟؟

 

تازه نيلووووووو جونم رو بگو اينقدر دوسش دارم كه نميدوني

 

هر چند كه اون ............                                                                                

 

همه منو اذيت مي كنن حد اقل يكي به اين نيلووووو جونم بگه ديگه منو اذيت

 

نكنه اخه نميدونه اگه با من قهر باشه من ميميرم

 

اصلا بي خيال دنيا رو عشقه كه دنيايه من كسي نيست جز .....

 

جز كي ؟؟؟؟

 

اونش رو فقط خودم ميدونم و ديگرهيچ .

 

خب شنيدم كه علاقه ي زيادي داشتين كه نيلووووو جووونم id منو

 

بهتون بده

Pari_x264  اينم id   من ديگه اگه در خواستي دارين ما در خدمتيم  ؟؟؟

 

تا بعد عزيزان


  اینم از طرف من به نیلوو

 

 

 

واسه شکستنم اخمت کافیه نیازی به فریاد نیست

واسه اشک ریختنم سکوتت کافیه نیازی به قهر نیست

 

واسه مردنم حرف رفتنت کافیه نیازی به رفتن نیست

 

pari is number one

 

نوشته شده توسط عسل-نیلوفر -پری در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 14:17 | لینک ثابت |

فقط پرسسسسسسسسپوليسو عشقه !

خوب حالا نوبته منه

 

اول سلااااااااااام

دوم سلاااااااااااااااااااااام

سوم هم سلااااااااااااااااااااااااااام

آخه سلام سلامتي مياره !

مثه من كه الآن خيلي سالمم !!!

 

چه خطرا ؟؟؟

دلم واستون يه كوچولو موچولو شده بود !‌بين خودمون باشه ولي .....

 

آقا امروز بازي پرسو ديــــــــــــــــــــــــــــــــديــــــــــــــــــــــــــــــد؟؟؟

واي مامااااااااااااااااااااان

واييييييييييييييييييي بابا

وايييييييييييييييييييي خدااااااااااااااااااااااا

آخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ حنجره امممممممممممممممممممممم

 

واييييييييييييييييييييييي چقدر جيغ زدم – چقدر سوت زدم - چقدر فوش دادم

 

 

 

الآن سرم بشدت درد ميكنه مي خواد منفجر بشه !

 

چقدر من خودمو هلاك كردم تا پرس اين يدونه گل رو بزنه

توجه كرديد اين يه تيكرو ؟‌من خودمو هلاك كردم !! !

اصلاً من خودم  گل زدم ! 

اصلاً من با تشويقام اين گلو زدم

اصلاً من باعث برد پيروزي شدم

اصلاً مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن...

 

ازم تشكر نميكنيد ؟؟؟

 

اگه من نبودم كه الآن پيروزي نبرده بوووووووووووود ( چه اعتماد به نفسي )

خوب باشه خيلي لوس شدم

تو كه عروسكي تو كه ملوسكي ديوونه ي اون چشاتتتتتتتتتتتتتتتتم

 

بچه ها من يه مدت ديوونه شدم ( حالا ميگيد ديوونه بودي )

 

اما خدايي من يه مدته به قول ... مغزم چت كرده

خيلي سرخوش شدم دوباره ...

يه جورايي مثه قديما ( چه خوووووووووب – همينه همينه In Love(چه ربطی داشت ؟ نیدونم )

 

مر30 – تشويقم نكنيد

سپاسگذارم

ممنونم و ديگر هيچ ...

 

 

 

ميگفتم

خلاصه سرتونو درد نيارم من رواني شدم

ويروسي بودم رواني هم شدم

بخدا من دخمل خوفی بودم اما امان از دوستای ناباب

آقا ( خانوم ) از من ميشنويد دور ايــــــــــــــــــــــــــــــــن دوستاي نابابو خيط بكشيد

آخخخخخخخخخخخخخخخ بچه ها كجا بوديد ببينيد امروز چقدر خوش گذشت !

چه حالي داد پسسسسسسسسسسسسسسسسسسرررررررررررر