با عرض سلام
اگر جویای احوالات اینجانب شوید ملالی نیست جز دوریه شما![]()
![]()
![]()
روحیه ی وبلاگ نویسیم اجازه نداد دیگه آپ نکنم با اینکه بسی ناخوش احوال بودم و
در کنج انزوای خود
بسر می بردم انگشت بر صفحه ی کلید نهادم تا چند کلمه ای از فعالیت های شایان
ذکر و خجسته ی خودمان بنویسم و وبلاگ را سیاه کنم.![]()
![]()
![]()
خب دیگه تیریپ نامه نگاریو بی خیال شیم بریم سراغ زبان معیار![]()
واقعا نمی دونم چی بگم ! به قول خانوم عابدینی : در واقع حضور ذهن ندارم!![]()
![]()
![]()
دلم ماورای تصور برای گذشته تنگولیده حتی بدبختیا و تو سر خوردناش ولی عسل
چناری نیست که با این بادا بلرزه![]()
![]()
![]()
یه قطعه ی ادبی هم از خودمون در کنیم:
پادشاهی درویشی را گفت:جمله ای بگو که در زمان شادی غمگین و در زمان
ناراحتی شادم کند
درویش گفت:این نیز بگذرد
این نیز بگذرد بابایی![]()
می دونی دلم برای کی تنگشده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نمی دونید دیگه کدنید
نفهمید شعور ندارید
خب حالا ناامید نشید خودم می گم![]()
![]()
![]()
دلم برای ضایع شدن توی کلاس توسط معلما البته ما که ضایع خدایی هستیم![]()
![]()
دیگه!برای اتحاد و هم بستگیه پارسال که وقتی نمی خواستیم امتحان بدیم همه می
گفتیم سفید می دیم اما همه تا دقیقه ی آخر نکته نگاری می کردن!![]()
![]()
![]()
واسه ی قهرا و بچه بازیا که نیلوو و پریو اذیت می کردم برای عذاب دادن به دبیرا و ...![]()
![]()
بمیرید برام که خلاف کوچیکم زدن زنگ خونه هاست![]()
بذارید یه خاطره از خودم ول کنم:
چهارشنبه ورزش داشتیم امتحان آمادگی جسمانیم داشتیم![]()
من امتحان ندادم حالم بد بود یعنی بالقوه حالم خوب نبود خدا نکنه حالم در بالفعل بد
باشه![]()
خلاصه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نیلوو که امتحان داد پخش شد کف سالن انگار عزراییل اومده بود جلو چشاش زرتش
غم سوز شده بود
ولی این جون عزیز جون به عزراییلم نمیده ![]()
نوبت ایمانه که بود گفتیم:گاماتو بلند بردار حالا این راه رفتن عادیش مثه زرافس دیگه
وای به حال دوییدنش یاد این برنامه کودکا میافتادیم عین بوغلمون باد شده بود مثه
شتر مرغ می دویید واسه خودش باغ وحشی بود![]()
![]()
![]()
بعدم دیگه دور آخر بود که نتونست بدوه یک ننه من غریبم بازیی در آورد که دل
ژانوارژانم به رحم میومد شروع کرد به گریه و آخ قلبمو نفسم بند اومد
که معلممون
بی خیال دوره آخر شد بعد بچه ها براش کشک آوردن منم سرمو گرفتم افسانه
دلشو گرفت خلاصه هر کی یه جاشو یکی سرشو یکی پاشو یکی...شو دیگه بقیشو
شطرنجی می کنم![]()
![]()
![]()
![]()
خلاصه این زنگم هوله رفتیم تا زنگ زبان که با یه آدم که چه عرض کنم یه موجود ملنگ
و مشنگ خانم حافظی کلاس داشتیم ![]()
پای مرضیه شکسته بود در سطح رهبریم دستشویی داشت بد بخت رفت پایین که
دلی از عذا در بیاره که ناگهان دید آب قطع شده نزدیک ۲ساعتو با بیگاری گذروند
تا
زنگ خورد همچین می دویید تو پله ها با پاش که نزدیک بود با مبارک بیاد رو زمین
واقعا دستشویی داشتن چه می کنه با آدم مرده رو زنده می کنه.![]()
دیدی چی شد نماز شبم دیر شد
تیریپ بچه مسلمونیو خوب اومدما!![]()
خب دی بسه خیلی شد پررو می شید![]()
تا آپ بعدی روز و روزگار خوش (اینو جدیدا یاد گرفتم)![]()
asal virousi girl



